بهاره جون مابهاره جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

مامان و بابای منتظر نی نی

تموم شد خونه تکونی مامانی

1392/12/12 17:25
نویسنده : مامان نی نی
422 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز دلم خوبی گلم دلم برات یه ریزه شده بود عروسکم مامانی بالاخره کارام تموم شدو فقط یه

کوچولو ریزه کاری مونده و البته مبلامون اخه مامانی امسال بابایی مبلارو عوض کرد فقط به خاطر تو چون

گفت اگه نی نیمون بیاد کلی مهمون میادو تازه همش میخواییم براش جشن بگیریم بزار مبلامون نو بشن 

همشم استرس دارم خدا کنه قشنگ شده باشن مامانی اخه خودم رنگشو و با پارچشو انتخاب کردم

بابایی میگه حتما قشنگ شده تو سلیقت خوبه وگرنه منو انتخاب نمیکردی فدای این باباییت بشم که

همه چی رو به خودش ربط میده . خلاصه مامانی خیلی خسته شدم احتیاج دارم چند روزی استراحت کنم

 ولی خوب هنوز کلی کار دارم چون هنوز خرید نکردم و هفت سینمم درست نکردم اخه مامانی هر سال

خودم هفت سینم درست میکنم اونقدر قشنگ میشه که نگو ایشاله امسال حتما عکساشو میزارم تا

یادگاری بمونه . مامانی حالا که کارام تموم شده دوباره زیاد دارم بهت فکر میکنم به اینکه اگه این ماهم

نیایی چی میشه نکنه این انتظار زیادی طولانی بشه و من دیوونه بشم و هزار تا اما و اگر دیگه ولی بازم

به خودم امید میدم که اگه خدا بخواد میشه حتما میشه پس عزیزم زودی بیا یعنی میشه قبل سال

تحویل 93 بفهمم که پیشمی اگه بشه چی میشه عمر مامانی فعلا میسپرمت به خود خدا که میدونم

خوب ازت مراقبت میکنه عزیزم ولی زود بیا چون مامانی بی تاب اومدنته ناز دونه .

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (17)

پرتو
12 اسفند 92 20:01
حسابی خسته نباشی عزیزم خوش به حالت همه کارات و کردی دوستم ، دیگه راحت شدی ، مبارک باشه مبلای جدید امیدوارم به زودی نینی گلت بیاد تو دلت و شادیتون کامل بشه گلم الهی آمین انشاالله سال خوبی داشته باشی و به آرزوهات برسی آمینننننننننننننننننننننن ممنونم عزیزم
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
12 اسفند 92 23:00
دیوار کوتاهی دارد خانه ما وقت امدن غم ها و قاصدک ها ، دیوار بلندی دارد خانه ما وقت رفتن اشک ها و گلایه ها ممنونم گلم که بهم سرزدی
دخملي تنها دليل زنده بودنم...(لي لي)
12 اسفند 92 23:09
عزيزم خسته نباشي..... انشالله عيدي امسالت و خدا بهت يه ني ني جيگر ناز و سالم و صالح بده ممنونم گلم از محبتت
آسمان
13 اسفند 92 8:14
سلام و خسته نباشی فراوان واسه شما دوست عزیزم . می بینم که خونرو برق انداختی و به به به این خانوم با سلیقه که از هر انگشتت یک هنر میریزه .امیدوارم که سال جدید سال خوبی واسه همه باشه . خدا مریضهارو شفا بده . ظهور آقا امام زمان .تمام اون دختر پسرایی که دوست دارن ازدواج کنند ازدواج کنند . خدایا اونایی که مشکل دارن گرفتارند خدایا مشکلشونو حل کن و در آخر واسه شما خواهر گلم دعا میکنم که خدا هر چه زودتر دامنت را سبز کنه .آمین سلام عزیزم خوبی خانومی ممنون از دعاهای قشنگ الهی امین الهی که هر کی هر ارزویی داره خدا براش براورده کنه امیدوار سال جدید برای شمام پر از خیرو برکت باشه چه خبرا کاراتو انجام میدی خیلی سخته هم کار خونه هم کار بیرون میگفتی مامانی یا خواهری میومد کمکت هر چند من خودم از دلم نمیاد به کسی بگم چون همه به اندازه کافی کار دارن من خودمم تنهای تنها کارامو کردم تازه یه ذرم به مامانم کمک کردم امیدوار سالم و سلامت باشی عزیزم
آسمان
13 اسفند 92 13:22
سلام گلم من فردا و پس فردا مرخصی گرفتم تا به کارهای خونمون برسم.گل من خلاصه که من امروز خیلی خوشحالم که تا روز شنبه تعطیلم و به کارام میرسم .مامی محترم بنده هم چون خونشون بزرگه خودش خسته میشه واسه همین من بهش نمیگم دلم نمیاد گلم خیلی ماهی .خسته نباشی بازم میگم گلم هر روز دارم فکر میکنم سال دیگه چجوری شوشو را راضی کنم که بزاره نی نی بیادآخه این قیافه شو شو وقتی میگم نی نی دار بشیم الهی اینقدر استرس نداشته باش ایت الکرسی رو بخون روش فوت کن بد خواستتو بهش بگو ایشاله که اونم راضی میشه قبلشم کلی از بچه براش حرف بزن بیرون میرید نی نیای ناز میبینی بگو ببین چقدر نازن کلا خیلی از خوبیایی بچه حرف بزن باهاش تا راضیه ایشاله زود زودم کاراتو تموم کنی و پیشاپیش خسته نباشی که واقها خونه تکونی سخته
فرزند صالح
13 اسفند 92 15:55
سلام عزیزم صدای لپ تا تا ته زیاد بود، ترسیدم خب خودت خوبی؟ ن بابا، من جون ِ تنهایی خونه تکونی کردن ندارم، تازگیا خیلی ضعیف شدم. جمعه ایشالا با اقای همسر میتکونیمش. برای اقدامم باید تا اخر اسفند صبر کنم تا ببینم خدا چه خواهد ببخشید عزیزم شرمنده امیدوار باش گلم مواظب خودتم باش
مامی سارا
13 اسفند 92 22:19
وای گلم چه خوب خونه تکونیت تموم شد البته منم امروز تموم کردم دیگه خیالم راحت شد امیدوارم امسال اولین عیدیتو از خود خدا بگیری و یه نینی بزاره تو دلت عکس اتاق آرشا جونی هم هر وقت که وسایلاشو بچینم حتما میزارم خوب خدارو شکر کارات تموم شدو راحت شدی عزیزم
مامان شهناز
14 اسفند 92 15:39
سلام خانومی واقعا خسته نباشی. کلی کار کردی خسته شدی. ایشالا قبا سال جدید خبر خوش نی نیتو بشنویم. ممنونم عزیزم
فریبا
14 اسفند 92 16:11
خسته نباشی عزیزم مبلای جدیدت مبارک الهییییی خیلییییی زود نی نی ات بیاد و از انتظار در بیایی ممنونم فریبا جونی ایشاله هر چه زودتر به خواستت برسی گلم
آسمان
17 اسفند 92 8:09
سلام به دوست عزیزم من اومدم دوباره . کارام کمکم داره تمام میشه گلم .چه خبرها در چه حال خانومی. خوش میگذره ؟ سلام خانومی خوبی خداروشکر یکم اعصابم خورده دیروز رفتم خرید هیچی نخریدم یعنی نپسندیدم حالا استرس دارم همیشه تا این موقع کل خریدامو انجام داده بودم اما امسال نه دیروزم اونقدر همه جا شلوغ بود اصلا کلافه شدم
باران
17 اسفند 92 9:22
سلام گلم برات بهترینهارو آرزو میکنم انشاالله زودی یه پست توپ بزاری آمیــــــــــــــــــــــــــــن ممنونم باران جونی الهی شمام زود زود به خواستت برسی
مامان رادین
17 اسفند 92 10:57
سلام عزیزم خوبی؟ خسته نباشی ، مبارک باشه انشاله خیلی زود مسافر کوچولوی شما هم از راه برسه و دنیاتون رو عوض کنه من هم کلی منتظر نی نی بودم و خیلی وقت ها خسته و دلخور میشدم ولی خدا در بهترین زمنی که خودش صلاح می دونست فرشته کوچولومون رو فرستاد به خونمون .انشااله سال خوبی داشته باشی به یه خبر خوب، خوشحال میشم به ما سر بزنی. ممنونم عزیزم چشم حتما
آسمان
17 اسفند 92 12:41
من که تا حالا نشده از تهران واسه عید خرید کنم همیشه میریم مسافرت اونم کجا جنوب منم دیگه میرم تو بازاره و خلاصه اینکه اگه شما هم میرید مسافرت خوب از اونجا بخر یا بزار توی عید که همه جا خلوته برو خرید کن این بهترین راهه.میگم یعنی میشه سال دیگه دو تامون این موقع نی نی داشته باشیم .من حتی حاضرم نی نی تو شکمم باشه .دیشب دوباره با شوشو صحبت کردم گفت اعصابمو خورد نکنمنم دیگه نمیگم تا سال دیگه افرین از کجای جنوب خرید میکنی من تا حالا نرفتم شاید امسال بریم .اره خدا کنه دو تامونم سال دیگه نی نی دار بشیم گلم .نمیدونم چی بگم خوب باهاش قهر کن بگو من دلم بچه میخواد میاد نازتو میکشه و تن به خواستت میده گلم
آسمان
17 اسفند 92 12:42
دوست گلم یه پست جدید بزار نوشته هات داره به دو صفحه میرسه یعنی چی دو صفحه مال خودم 5 صفحه نشون میده یعنی شما فقط دو صفحشو میبینی
فریبا
17 اسفند 92 13:48
سلام خانومی.خداقوت خسته نباشیامیدوارم انشاالله امسال رو با وجود یه کوچولوی تو دلت شروع کنی و سال جدید سالی پر خیر و برکت باشه براتپیشاپیش سال نو مبارک ممنونم عزیزم همچینین برای شما
فاطمه ع
17 اسفند 92 14:42
سلام عزیزم وبلاگ قشنگی داری من مثل شما چشم انتظار نی نی هستم به وبلاگم سربزن تا تواین روزا دلگرمی بدیم به هم من به پیوندام اضافت کردم خوشحالم میکنی توام تولیستت منو بزاری alfa.niniweblogfa.com حتما عزیزم منم خوشحال میشم
مامان ستاره
20 اسفند 92 0:08
خسته نباشی عزیزم ... ولی من تنبل هنوز لته کاریام باقی مونده نمی دونم چرا اصلا حس و حال کار کردن ندارم یعنی هیچ انگیزه ای تو وجودم نیست و به قول تو بد جور دلتنگ نی نی ام ... دختر عمه ام هم چند روز پیش زایمان کرد الان نی نی اش پیششه .... من از الان تو فکر دو ماه دیگه ام واسه اقدام یعنی چند روز پیشا رفتم دکتر تیرویید گفت وضعیت هورمونیت بد جور بهم ریخته و گفت جمعه ها قرصت رو بکن دوتا و بعد از دو ماه برو آزمایش تا ببینم وضعیت هورمونت چطوره حالا این یعنی باید تا دو ماه باز منتظر بمونم آخه می گم تا الان که قصد نداشتیم تیروییدم خوب بود حالا تا تصمیم مهم زندگی رو گرفتیم این رفت بهم ریخت شانس منو می بینی ... ولی بازم توکل بر خدا هر چی خودش صلاح بدونه ... ببخش سرتو درد آوردم گلم .... دلم خیلی گرفته اگه خواستی تایید نکنی هیچ ایرادی نداره گلم چون من حال تیک زدن خصوصی رو نداشتم هر طور خودت صلاح می دونی گلم چرا تایید نکنم عزیزم تو بهترین دوستمی همیشه همین طور بوده منم وقتی می خواستم اقدام کنم فهمیدم تیرئپوئید دارم و سه ماه صبر کردم نگران نباش خدا بزرگه برات دعا میکنم