تموم شد خونه تکونی مامانی
سلام عزیز دلم خوبی گلم دلم برات یه ریزه شده بود عروسکم مامانی بالاخره کارام تموم شدو فقط یه
کوچولو ریزه کاری مونده و البته مبلامون اخه مامانی امسال بابایی مبلارو عوض کرد فقط به خاطر تو چون
گفت اگه نی نیمون بیاد کلی مهمون میادو تازه همش میخواییم براش جشن بگیریم بزار مبلامون نو بشن
همشم استرس دارم خدا کنه قشنگ شده باشن مامانی اخه خودم رنگشو و با پارچشو انتخاب کردم
بابایی میگه حتما قشنگ شده تو سلیقت خوبه وگرنه منو انتخاب نمیکردی فدای این باباییت بشم که
همه چی رو به خودش ربط میده . خلاصه مامانی خیلی خسته شدم احتیاج دارم چند روزی استراحت کنم
ولی خوب هنوز کلی کار دارم چون هنوز خرید نکردم و هفت سینمم درست نکردم اخه مامانی هر سال
خودم هفت سینم درست میکنم اونقدر قشنگ میشه که نگو ایشاله امسال حتما عکساشو میزارم تا
یادگاری بمونه . مامانی حالا که کارام تموم شده دوباره زیاد دارم بهت فکر میکنم به اینکه اگه این ماهم
نیایی چی میشه نکنه این انتظار زیادی طولانی بشه و من دیوونه بشم و هزار تا اما و اگر دیگه ولی بازم
به خودم امید میدم که اگه خدا بخواد میشه حتما میشه پس عزیزم زودی بیا یعنی میشه قبل سال
تحویل 93 بفهمم که پیشمی اگه بشه چی میشه عمر مامانی فعلا میسپرمت به خود خدا که میدونم
خوب ازت مراقبت میکنه عزیزم ولی زود بیا چون مامانی بی تاب اومدنته ناز دونه .



تموم شد خونه تکونی مامانی
