بهاره جون مابهاره جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

مامان و بابای منتظر نی نی

روزوشبم با بهاره جونیم

1393/5/14 19:28
نویسنده : مامان نی نی
501 بازدید
اشتراک گذاری

سلام بهاره جونی مامانی خوبی قربونت برم نمیدونی با هم چه کیفی میکنیم دیگه داری قشنگ تکون میخوری منم کاملا از رو پوستم حست میکنم ورجه ورجه کردناتو و دلم برات غش میره گلم دیگه داری بزرگ میشه دیگه قیافه مامانی کاملا شده مثل مامانای باردار البته صورتم هیچ تغییری نکرده همه میگن خوشگلترشدی ولی شکمم یه کم بزرگ شده و داره کاملا میگه یه فرشته توشه به اسم بهاره جونی که همه زندگی مامانیشه حالا بگم از بابایی نمیدونی چه ذوقی میکنه وقتی تکون میخوری همش میاد دست میکشه روشکمم باهات حرف میزنه میگه یه تکون بخور ببینم که منم میگم بازور تکون نمیخوره خجالت میکشه نباید بهش خیره بشی اما بابایی میگه اگه دختر منه الان تکون میخوره تا باباییش ضایع نشه و در کمال ناباوری من شما تکون میخوریو بابایی کیف میکنه خلاصه شدی تمام زندگی منو بابایی هر چند سختیم زیاد داره اما به خاطر تو همه رو تحمل میکنم هفته پیش رفتم دکتر که خداروشکر همه چی خوب بود فقط دکتر گفت باید واکسن کزار بزنم که فرداش با بابایی رفتیم واکسن زدم تا چند ساعت خوب بودم اما دوروز تمام دستم چنان درد میکرد که حتی نمیتونستم روش بخوابم اما به خاطر تو وروجک نازم همه رو تحمل میکنم بعدش هفته دیگه باید برم ازمایش دیابت بدم که اولش یه پودر شیرین میدن بخوری منم که کلا میونم با شیرینی جات خوب نیست خدا کنه حالم بد نشه همش نگرانم و خداکنه که مشکلی نباشه تو ازمایش مامانی دو شبه اصلا نمیزاری بخوابم یه دندون دردو گوش دردی میاد سراغم که نگو همش گریه میکنم طفلکی نمیزارم باباییم بخوابه از زور درد نمیدونم کی خوابم میبره یه چند روزیم هستش که پهلوم خیلی درد میکنه زنگ زدم دکترم گفت احتمال عفونت ادراری میده که خدا کنه درست نباشه حالا هفته دیگه میرم پیشش تا ببینم چی میشه هنوز هیچی برات نخریدم چون سرم شلوغه عروسی عمه مریم جونیت همش داشتم دنبال لباس واسه خودم میگشتم بعدشم به بابایی گفتم دوست دارم سر حوصله واسه بهاره جونم خرید کنم به خاطر همینم ایشاله بعد از عروسی عمه کلا میرم واسه خرید کردن برای شما اما الانم کلی چیز برای تزیینات اتاقت خریدم که هر روز میارم میبینم ذوق میکنم کلی بادکنک کلی ریسه یه عالمه بادکنک زرورقی شکل قلب که شکلای دیگشو تموم کرده بود تا برم دوباره بخرم بابایی هم کلی فشفشه و ابشار خریده که وقتی اومدی خونه برات روشن کنه ناز دونه من  راستی یه خاله دیگم مامان شد خاله فاطمه جونی که بهش تبریک میگیم ایشاله این نه ماه رو به سلامتی طی کنه و نی نی نازشو زود زود بگیره بغلش .................

عکسهای نی نی های ناز و زیبا

 

پسندها (6)

نظرات (9)

فاطمه ع
14 مرداد 93 19:40
آره گلم دقیقٱ اصلا بفکرش نبودم غافلگیرم کرد مواظب بهاره جون باش قررررررررربونت بشم ممنون بابت تبریکت بابای بهاره جون خیلی دختر دوسته ها خوش بحال بهاره منکه حسودیم شد اره عزیزم ایشاله کوچولوی خودت میاد میبینی باباش چه جوری عاشقش میشه
مهسا خانوم
14 مرداد 93 19:56
خاله هر وقت سیسمونیشو گرفتی زودی عکسارو بزار.خیلی دوس دارم سیسمونی هاشو ببینم چشم حتما عزیزم
غزل , باباییش
15 مرداد 93 10:16
بهاره جونو خدا برات نگه داره ایشششششششششششالا .... ممنونم عزیزم
فریبا
15 مرداد 93 15:49
سلام گلم خوشحالم که خوبی ناراحت عفونت هم نباش با دارو حل میشه دوست دارم مواظب خودت و بهاره گلم باش ممنونم عزیزم از محبتت
مهسا خانوم
21 مرداد 93 21:32
باید به مریم گفت که بهاره خیلی هم قشنگه .من عاشق این اسمم بجای اینکه سرسری بگه بهاره ساده اس.به معنا ومفهومش فکر کنه اون موقع متوجه میشه که بهاره اسم واقعا زیبایی هست. بووووووووووووووووس برای بهاره جونی ومامان خوب وباسلییقه اش بابت این اسم زیبا ممنونم گلم از لطفت
مهسا خانوم
22 مرداد 93 22:42
خواهش میکنم خاله جون.وظیفه بود بوووووووووووس
مهسا خانوم
23 مرداد 93 0:17
خاله جون بنظرم این نظر مریم رو حذف کنین اخه بهاره جونم وقتی بزرگ بشه وابن نظرات رو بخونه ممکنه که بهش بربخوره . چشم حتما
مامان
26 مرداد 93 10:33
سلام عزیزم . خوبی خانومی؟ چه خبرها گلم ؟ بهاره خانومی چطوره ؟ وسایل نی نی گل را گرفتی ؟ سلام گلم نه هنوز هیچی واسش نخریدم درگیر عروسی خواهرشوهرم بودم ایشاله از این هفته دیگه شروع میکنم و حتما عکساشو میزارم گلم
رزا
26 مرداد 93 21:08
خوشحالم که خوبین ممنوم عزیزم