شرمنده که نبودم
سلام فرشته مامانی سلام دخترک نازم سلام بهاره جونم شرمنده که دیر اومدم مامانی اخه میدونی مامانی یکم ناخوش بود الان میگم چرا چون ماه رمضون شده الان دیگه اخراشه شبهای قدرم تموم شده روزای اول ماه رمضون مامانی روزه گرفت چند روز اول حالم خوب بود اما از روز 4 یا 5 بود که حالم بد شد یعنی یه معده دردی گرفتم که نگو با بابایی رفتیم دکتر کلی دعوام کرد که روزه نباید میگرفتی تو این وضعیتم نمیتونست چیزی بهم بده جز شربت معده که دیگه اومدیم خونه و من مامان خوبی شدم و به بابایی قول دادم که دیگه روزه نگیرم اما مگه این معده درد میزاشت هر چی میخوردم حالم بد میشد نمیخوردم حالم بد میشد وای نمیدونی خیلی روزای بدی بود همش گریه میکردم و بهت میگفتم مامانی دیگه روزه نمیگیرم ولی منو اذیت نکن تا اینکه بالاخره بعد از ده روز حالم خوب شد ولی خوب خوب نه ولی حداقل میتونستم یه چیزی بخورم که دوباره وسوسه میشدم روزه بگیرم اما بابایی نمیزاشت اخه مامانی من ماه رمضونو خیلی دوست دارم دلم میگرفت سر سفره روزه نبودم یه حس بدی داشتم ولی از بابایی اجازه گرفتم شبای قدر روزه بگیرم که فقط شب اول قدر رو تونستم بگیرم دوباره معده دردم شروع شدو اینبار خودم تصمیم گرفتم دیگه نگیرم در کل مامانی فقط تونستم 5روز روزه بگیرم ایشاله وقتی دنیا اومدی زود زود قضاهاشو میگیرم تا دیگه روزه به گردنم نمونه حالا حال شما وروجکم همون طور که میدونی بابایی خودش اسم بهاره رو برات انتخاب کرده و همش بهاره جونم صدات میکنه منم بهت مگم بهاره اما اگه یه اسم بهتر پیدا کنم شاید عوضش کنیم مامانی تکوناتو حس نمیکنم خیلی چیزا ازت حس میکنم شایدم همون تکون خوردن باشه اما من قبول ندارم من تکون خوردنی رو دوست دارم که کامل از رو پوستم حس بشه ایشاله به زودی .................فدای تو بشم که شدی دنیایی مامانی اونقدر باهات حرف میزنم که واقعا فکر میکنم تو پیشمی دارم باهات حرف میزنم که گاهی حرفایی که بهت میزنم اشتباهی به بابایی میگم بهت گفتم میگه نه با من حرف نزدی یادم میفته که با تو وروجکم حرف زدمو برات تعریف کردم کلا این روزا حالم خوبه تو که پیشمی حالم خوبه و تموم دنیا واسه منه هنوز هیچی واست نخریدم اما بعد از ماه رمضون همه چی برات میخرم اما کلی چیز میز واست زیر نظر گرفتم مثلا مدل موکت اتاقت انتخاب شده فقط مونده بریم واسه خرید تخت و کمدم چند مدل دیدم که خوشم اومده اما دوست دارم بازم بگردم بعدا تصمیم بگیرم کلی لباس ناز نازی واست دیدم که همشونو قراره برم بخرم بهاره جون مامانی دوست دارم یه عالمه و هر روز خدارو به خاطر داشتن فرشته ای مثل تو شکر میکنم ..................







شرمنده که نبودم 






