بهاره جون مابهاره جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

مامان و بابای منتظر نی نی

۵ماهگیت مبارک بهاره زندگیم

سلام زندگی مامانی توداری یزرگ و بزرگتر میشی و من دارم تمام این روزها و لحظه هارو با تمام وجودم حس میکنم تو داری خانوم و خانومتر میشی اول یه کوچولویی بودی الان هزار ماساله بزرگ شذی دستات پاهات صورتت گوشات .......نمیدوتی چه حس قشنگیه فرشته من این روزها بیشتر از همیشه دلم برات تنگ میشه دوست دارم همیشه بغلم باشی و پیشم باشی وقتی میخوابی با اینکه خودم خیلی خستم  ولی دلم برات تنگ میشه دوست دارم زود بیداربشی با هم بازی کنیم مامانی عاشقمی میدونی چرا اخه همش دنبال من میگردی بغل هر کی هستی وقتی منو نگاه میکنی میخندی تو خونه بغل بابایی با نکاهت فقط منو دنبال میکنی عزیزکم و البته یکمیم بابایی حسودیش میشه اخه بابا جونیم عاشقته دلش میخواد شمام به اون...
27 فروردين 1394

چهار ماهگی عروسکم

سلام فرشتم چهار ماهگیت مبارک گلم شرمنده که یک ماه تاخیر داشتم و برات چیزی ننوشتم اخه مامانی داشتیم با هم خونه تکونی میکردیم دخترکم البته خیلی خیلی سخت بود اخه اولین سالی بود که یه فرشته پیشم بود باید همش بهش رسیدگی میکردم و نمیتونستم سریع کار کنم اخه مامانی وقتی شما نبودی من یه هفته ای کل خونه رو تمیز میکردم اما خوب امسال اولویت اول با شما بود بعدا کار به هر حال خداروشکر کارامون تموم شدو هفت سینم درست کردم ایشاله عکسای خوشگلتو میزارم دختر نازم ایشاله امسال سال خوبی برای همه خاله ها و نی نیاشون و همین طور منو شما و بابا جونی باشه ارزوم بود یه همچین روزی رو ببینم که کنارمون دور سفره هفت سین باشی امسال ایشاله به ارزوم میرسم و با هم عکسای رنکی ر...
25 اسفند 1393

سه ماهگی ناز دونه

سلام مامانی عزیزدلم بازم شرمنده که دیر شد اخه عروسی خاله مریم بود اونم دقیقا یه روز قبل سه ماهگی شما گلم به خاطر همینم نشد که بیام سر وقت برات بنویسم عزیزم اخه سرم خیلی شلوغ بود تازه باهم اتلیه هم رفتیم ازت عکس انداختم ایشاله اماده بشه میزارم گلم فهلادیکی از عکساتو میزارم تا بعد البته اگه بشه چون با گوشی دارم مینویسم زیاد وارد نیستم عزیز دلم   
30 بهمن 1393

دوماهگیت مبارک عشقم

سلام بهاره نازنینم امروز خواستم سر وقت بهت دو ماهگیتو تبریک بگم امروز رفتیم واکسنم زدیم اومدیم عزیزم خیلی داری گریه میکنیو البته اذیتم میشی به خاطر همینم تنهات نمیزارم همش تو بغلمی الانم سریع اومدم تا بهت تبریک بگم گلم ایشاله میامو عکس دو ماهگیتم میزارم فعلا بای بای داری بی تابی میکنی گلم و تبم داری تمام وقتم در اختیار شماست و البته مواظبت از جیگر گوشم .................... ماهگیت مبارک عشقم ...
25 دی 1393

50روزگی و سوراخ کردن گوشهای بهاره جونیم

سلام زندگی مامانی عزیزم امروز دقیقا 50روزته گلم و منو بابایی تصمیم گرفتیم ببریم گوشاتو سوراخ کنیم تا گوشواره های  نازی که برات خریدیمو بندازیم تو گوشت البته زئدتر از اینا میخواستیم این کارو بکنیم اما من دلم نمیومد چون میگفتم اذیت میشی دیگه بابایی گفت هر چه بیشتر بزرگتر بشه اذیتش بیشتره دیگه تسلیم شدم مامان فدات بشه اونقدر گریه کردی که نگو دلم داشت کباب میشد اما چون مارو تو راه ندادن نمیتونستم کاری بکنم اما وقتی اومدی پیشم یه گوشواره های نازی تو گوشت بود عزیزم سریع بغلت کردمو نازت کردم شمام اروم گرفتی اومدیم تو ماشین دیگه خوابیدی اما تو خونه بیدار شدی خداروشکر الان حالت خوبه و خوابیدی فقط یه چند وقت یه بار پا میشی یهناله و گریه میکنی که ...
15 دی 1393

عکسهای جدید

سلام عزیزم جدیدترین عکساتو برات گذاشتم مامانی دلم برات ضعف میره میبینمت جیگر گوشم هزار ماشاله چشم بد ازت دور باشه عزیزم ................     ...
13 دی 1393

46 روز زندگی عاشقانه

سلام بهاره زندگیم باورت میشه مامانی 46 روزه که تودر کنارم هستیو با هم داریم عاشقی میکنیم خیلی سختی کشیدیم اولش خیلی سخت بود هم برای من هم برای شما من خیلی بی تجربه بودم خیلی حالم بد بود خیلی خسته بودم و خیلی خوابم میومد اما رفته رفته همه چی خوب شد من حالم بهتر شد به همه چی عادت کردیم شما بزرگتر شودیو با کارات داری دیوونم میکنی وقتی میخندی دنیارو بهم میدی عزیزم دیگه حتی در شبانه روز اگه 4 ساعتم بیشتر نخوابم مشکلی نیست چون وجودتو برام بسه عزیزدلم طاقت گریه هاتو ندارم وقتی گریه میکنی دنیا رو سرم خراب میشه از اینکه نمیدونم چرا گریه میکنی ناراحت میشم اما الان یواش یواش دارم یاد میگیرم که هر مدل گریه کردنت برای چیه عزیزم دارم باهات بزرگ میشمو پا ب...
11 دی 1393

عکسای بهاره جونیم جدید جدید

لام مامانی خوبی گلم اولین ماهگردتم گذشت عشق مامانی شرمنده که نتونستم تو روز خودش بیام بهت تبریک بگم اخه شما خیلی گریه میکنی عزیزدلم الانم که اومدم شما تو بغلمی داری شیر میخوری گلم اونقدر گریه کردی که دیگه متوسل شدیم به پستونک تا کمی شما و کمیم ما ارامش بگیریم البته من همش از دهنت در میارم تا عادت نکنی گلم حالام جدیدترین عکساتو میزارم مامانی ..........فدای تو بشم مامانی چشم نخوری ایشاله   ...
3 دی 1393

اولین حرفها برای بهاره جونی

سلام زندگی مامانی عزیزم اونقدر سرمو شلوغ کردی که تازه الان اونم با کلی کاردیگه که مونده اومدم برات بنویسم تا نشم یه مامان بد و از خاطرم نره خاطراتت مامانی تو این 25روزی که اومدی پیشمون نمیزاری هیچ کاری بکنم تمام وقتمو در اختیار خودت گرفتی حتی نمیتونم شام بپزم شما همش گریه میکنیو شیر میخوایی تو 24 ساعت فکر کنم فقط 4 یا 5 ساعت میخوابی بقیشو گریه میکنیو شیر میخوای البته بگما جدیدا یه هفته است این جوری شدی قبلا قشنگ شب میخوابیدی ساعت 7 صبح پا میشدی فرشته مامانی چون شمام میدونستی حال مامانی بده مراعات میکردی خداروصد هزار مرتبه شکر سردردادم خوب شده اما تاری دیدو هنوز دارم که عینک میزنم البته دکترا میگن به خاطر ضعفه باید خوب بخوری که من اصلا اشتها ...
20 آذر 1393

اولین عکسای بهاره جونیم

سلام دوست جونیام واقعا شرمنده همتونم تو رو خدا ببخشید که دیر شد اول به خاطر تمام تبریکاتون ازتون تشکر میکنم واقعا منو بهاره جونمو شرمنده کردید واقعا حالم خوب نیست بیام الانم با سر درد فراوون به عشق تک به تکتون اومدم میام بعدا کاملا توضیح میدم خداروشکر زایمانم خوب بود اما داروهای بیهوشی اثرات بدی داشت که من سردردشو گرفتم تو رو خدا برام دعا کنید تا حالم خوب بشه اصلا سردردش قابل توصیف نیست بازم ببخشید اینم عکسای گل دخترم که یکشنبه 25بان 93به روش سزارین به دنیا اومد ...................... ...
1 آذر 1393
1197 12 24 ادامه مطلب