بهاره جون مابهاره جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 21 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 13 روز سن داره

مامان و بابای منتظر نی نی

دعوت از نی نی

سلام همه زندگی مامانی خوبی عزیزم بالاخره این انتظار لعنتی تموم شدو بعد از 7سال زندگی شیرین منو بابایی بزرگترین تصمیم زندگیمونو گرفتیم هر چند خیلی سخت بود و هنوزم هست و منم که خیلی ناز نازی به  همه چی دارم فکر میکنم ولی خیلی هم شیرین بود بعد از 7سال وای مامانی باور کردنی نیست  بعد این همه سال بالاخره شد انچه باید میشد و منو بابایی جونت دعوت نامه رو واست ارسال کردیم گل مامان شما دعوت شدی عزیزترینم به این دنیا البته از طرف منو بابایی و هنوز یه چیز مونده اونم اجازه خدا جونه عزیزم حالا دیگه باید خدا اجازه بده تا یکی از فرشته های اسمونیش زمینی بشن حالا دیگه همه چی تو دست خداست مامانی تو هم به خدا بگو دلت واسه منو بابایی تنگ ش...
13 بهمن 1392

دارم با خیالت نفس میکشم

سلام نفسم خوبی عزیزترینم روزهاو شب هاو ساعت هاو دقیقه ها و ثانیه ها و دارم میشمورم واسه داشتنت عزیزکم خیلی زیاد دوست دارم دوست دارم خیلی بیشتر از اونی که هست دارم با خیالت نفس میکشم دارم باهات هر ثانیه زندگی میکنم عزیزم پس زودی بیا تا رویاهام حقیقی بشن منو بابایی خیلی خوشحالیم همه تلاشمونو میکنیم تا تو رو داشته باشیم منتظرتم عروسکم منتظرتم ..................... اینجا صدای پا زیاد میشنوم… امــــــــــــــــــــــا هیچکدام تو نیستی…! دلم خوش کرده خودش را به اینکه شاید پا برهنه بیایی … این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به شادی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نی...
10 بهمن 1392

نگرانی

سلام عزیز دلم خوبی قشنگم ببخشید که دیر به دیر بهت سر میزنم گلم اخه خیلی استرس دارم عزیزم  نمیدونم چرا یکمی نگرانم یکمی دلم میگیره بی حوصلم کلا حال خوشی ندارم سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم تا افکار منفی ازم دور بشن گلم واسه مامانی دعا کن اونم خیلی زیاد میدونی چرا اینجوری شدم چون دارم همش بهت فکر میکنم عزیزم کم کم داریم به روز موعود نزدیک مشیم و من میتونم به داشتنت امیدوار بشم خیلی خوشحالم ولی در کنارش نگرانم هستم بابت همه چی اینکه نکنه دیر بیایی و مامانی رو غصه دار کنی اینکه نکنه خدای نکرده زبونم لال یه مشکل جدید دیگه ای پیدا بشه اینکه نکنه از پسش بر نیام  نکنه نتونم مامان خوبی برات بشم نکنه نتونم خواسته هاتو براورده کن...
5 بهمن 1392

میلاد مبارک

سلام عشق مامانی خوبی گلم عزیز دلم امشب شب عیده امشب میلاد حضرت محمده عشق مامانی   امشب بهترین شب دنیاست عزیزم  واسه همه دعا کن منم دعا میکنم واسه همه هر کی که ارزو داره   حالا هر ارزویی خدایا به حق حضرت محمد همه ارزوهارو براورده کن امین ...
28 دی 1392

دلیل غیبت مامانی

سلام زندگی مامانی خوبی عسلم دلم اونقدر برات تنگ شده بود گلم اخه چند روز بود نمیتونستم بیام بهت سر بزنم یه کوچولو میومدم و میرفتم اخه مامانی جمعه مهمونی داشتیم اونم مهمونی پاگشایی عمه جونیت بود اونقدر سرم شلوغ بود و کار داشتم که نگو کلی مامانی هنرنمایی کرد هر چی که هنر بلد بودم رو کردم تا یه مهمونی ابرومند بشه که خدارو شکر اینطوریم شدو به خوبی برگزار شد ایشاله ایندفعه مهمونی به خاطر شما باشه گلم تا ببینی مامانی واست چه کارا که نمیکنه دیگه جونم برات بگه که همچنان مامانی منتظره تا روز موعود فرابرسه گلم تا بتونی بیای پیشم عزیز دل مامان مواظب خودت باش و بازم یادت نره واسه من و بابایی دعا کنی گلم چندتا از عکسای هنرنمایی مامانی تو مهمون...
23 دی 1392

انتظارو مصلحت خدا

و چقــــــدر دیر می فهمیم که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم.   نبودنت را با ساعت شن ی اندازه گرفته ام ، یک صحرا گذشته است     وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو   نشون بدی وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری ...
17 دی 1392

یه قدم دیگه نزدیکتر به نی نی

سلام عزیزکم خوبی عسل مامانی مامانی امروز دقیقا دو ماه از انتظاری که واسه اومدنت دارم میکشم گذشته و امروزم اول ربیع الاول هستش و من این روزو که با انتظار کشیدن تقارن پیدا کرده رو به فال نیک میگیرم عزیزم و این یعنی اینکه ماه دیگه میتونم جدی جدی دعوت نامه اودنتو برات ارسال کنم تا ببینم زودی میایی یا میخوای ناز کنی گل مامان . عزیزکم رفته بودم دکتر خانوم دکتر بهم گفت اصلا امیدوار نباش که زودی نی نی بیاد پیشت 7سال مانع اومدنش شدی پس باید صبر کنی مامانی از این حرفش خیلی ناراحت شدم خانوم دکتر خوبیه ولی مگه خداه که به این قاطعیت حرف میزنه  نمیدونه که من خدایی دارم که رحمان و رحیم و کریم و غفوره و ستارو.... است امیدم به خودشه فقط خود ...
13 دی 1392

پدرو دختری

دخـــــتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت  پــــــــــدرته.. .دخـــــتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم  پــــــــــدرته.... دخـــــتر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو  دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم  پــــــــــدرته... .دخـــــتر که باشی میدونی همه دنیا  پــــــــــدرته... دخـــــتر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی ، چه کنارت  باشه یا نباشه قویترین فرشته نگهبان زندگیت پــــــــــدرته..... خدایا تمام پدرارو واسه دختراشون نگه دار و تمام اونایی که دلشون میخواد پدر بشنو به ارزوشون برسون   من یک دخترم خالقم به نامم سوره نازل کرد ...
8 دی 1392

بی تاب توام

سلام زندگی مامانی خوبی گلم اول یه خبر بهت بدم بالاخره امروز با راهنمایی دوست نازنینم فریبا جونی تونستم روز شمار زندگیمونو برات بزارم گلم ایشاله چند وقت دیگه روز شمار اومدن تو دل مامانی رو برات بزارم بعدشم که روز شمار بزرگ شدنو قد کشیدنو زندگی کردنتو بزارم عمر مامانی .   دیگه برات چی بنویسم از حال خودم برات نمیگم که اگه سر دردو دلم باز بشه فکر کنم یه ده صفحه ای بشه همین قدر برات بگم که یه دفعه ای نمیدونم چرا دلم میگره و نمیخوام هیچ کاری بکنم از بس که بهت فکر میکنم دیگه زندگی کردن بی تو برام داره سخت میشه نمیدونم چه جوری این ٧ سال تحمل کردم بعضی وقتا میگم کاش برگردم به عقب و اینقدر و خودمو اذیت نکنم کاش مثل این ٧ سال به خودم...
7 دی 1392

سلام خدا

سلام خدا......     اگر اجازه میدهی برایت درد دل کنم   شنیده ام که گریه بر تمام دردها دواست   دل مرا بخوان به سوی خود که تا سبک شوم   پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست....   ...
4 دی 1392