بهاره جون مابهاره جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

مامان و بابای منتظر نی نی

اولین حرفها برای بهاره جونی

1393/9/20 18:23
نویسنده : مامان نی نی
683 بازدید
اشتراک گذاری

سلام زندگی مامانی عزیزم اونقدر سرمو شلوغ کردی که تازه الان اونم با کلی کاردیگه که مونده اومدم برات بنویسم تا نشم یه مامان بد و از خاطرم نره خاطراتت مامانی تو این 25روزی که اومدی پیشمون نمیزاری هیچ کاری بکنم تمام وقتمو در اختیار خودت گرفتی حتی نمیتونم شام بپزم شما همش گریه میکنیو شیر میخوایی تو 24 ساعت فکر کنم فقط 4 یا 5 ساعت میخوابی بقیشو گریه میکنیو شیر میخوای البته بگما جدیدا یه هفته است این جوری شدی قبلا قشنگ شب میخوابیدی ساعت 7 صبح پا میشدی فرشته مامانی چون شمام میدونستی حال مامانی بده مراعات میکردی خداروصد هزار مرتبه شکر سردردادم خوب شده اما تاری دیدو هنوز دارم که عینک میزنم البته دکترا میگن به خاطر ضعفه باید خوب بخوری که من اصلا اشتها ندارم نمیدونم چرا تازه دو سه روزه یه چیزایی میخورم به خاطر همینم هست که شیرم کفاف شمارو نمیده و همش داری گریه میکنی که دیروز بردمت دکتر گفت شیر خشک بهش بده چون شیرت کمه قول میدم خوب بخورم تا شما دیگه فقط شیر خودمو بخوری و شیرخشک نخوری تو هم واسه مامانی دعا کن تا حالش خوب بشه با تمام سختیایی که هستش هر وقت میبینمت انگار تمام دنیارو دارم عزیزم بابایی هم همینطور با اینکه نمیزلری شبا بخوابه و صبح نا نداره بره سرکار ولی عاشقته کل وقتشو پر کردی از سرکار که میاد فقط با شما بازی میکنه تا 1و2شب بعدشم که منو شما بیداریم و شما نمیزاری من بخوابم صبح ها اونقدر خستم که نگو توان انجام هیچ کاریرو ندارم اما صدای شما بهم انرژی میده سریع پا میشم البته خیلی سختی کشیدم هم من هم شما اخه نوک سینه های مامان زخم شده بدجور تا حدی که ازشون خون میاد نمیتونم بهت شیر بدم هر بار که میخوام شیر بدم اونقدر حالم بد میشه و ضعف میکنم و گریه که نگو اما بازم به خاطر فرشتم تحمل میکنم دیگه مامانی بره که خیلی کار داره الان شما بیدار میشیو شیر میخوایی من هیچ کاری نکردم دوست دارم بهاره جونیم ......................

دوستای عزیزم ممنون که جویای حالم هستی اونایی که نی نی دارن درک میکن که واقعا به هیچ کارم نمیرسم اوناییم که نی نی دارن ایشاله هر چه زودتر سرشون بیاد ببینن وقت سر خواروندنم برای ادم نمیمونه  بازم شرمنده که بدون جواب محبتاتونو تایید کردم خداروشکر حالم بهتره و فقط از نظر وقت یکم استرس دارم که باید خودمو با شرایط جدید وفق بدم برام دعا کنید تا بتونم بهاره جونیمو بزرگ کنم اونطوری که شایسته باشه ممنون از همتون .........................

totalgifs.com sweet-babys gif gif 34.gif

پسندها (6)

نظرات (9)

setareh
20 آذر 93 22:38
خدا رو شکر که بهتر شدی عزیزم .. خیلی خوشحال شدم .. انشاالله همیشه صحیح و سلامت باشید .. مواظب خودت و نی نی گلت باش
مامان کبری و دخترعمو مهشاد
21 آذر 93 0:19
سلام وبلاگ زیبایی دارین. به ما هم سر بزنین. اگه دوست داشتین ما رو لینک کنید.
مهسا خانوم
21 آذر 93 9:38
خووووووب خاله خداروشکر که سر دردات خوب شده بهاره جونیم قدره مامان باباتو بدون معلومه که خیلییییییییی دوست دارن تو هم قول بده که خوب بخوابی تا خستگی از تن مامانی بیرون بره و با انرژی جدید و تازه ای سراغت بیاد مثله همیشششششششه دوستون دارم
فاطمه ع
22 آذر 93 16:30
سلام به به فاطمه جان حسابی مشغول شدیا اشکالی نداره مهم سلامتی خودته و خانواده 3نفرتون هست
غزل
23 آذر 93 10:07
سلاااااام ایشالا به سلامتی ... پس همه چیز عادیه خدا روشکر ... ایشالا تاری دید و ضعفت هم از بین میره ... خدا روشکر که خوبی عزیزم ... ایشششششششالا نینیت خیییییییلی خوش قدم باه وایشششششششششششششالا سهمش از زندگی همیشه ارامش باشه ...
mamane radin
24 آذر 93 13:05
عزیزم خدا خودش کمک میکنه قبول دارم که خیلی خیلی سخته خود من هم تمام این مشکلاتی که گفتی داشتم به اضافه کولیک(دل درد) محمد رادین که تا آخر شش ماهگیش بدون استثنا هر شب تا صبح گریه میکرد و من و باباش اصلا نمیخوابیدیم تو روز نوبتی یکی دوساعت میتونستیم بخوابیم دیگه واقعاً مریض شده بودیم.ولی خدا رو شکر گذشت انشااله که هر چه زودتر رو به راه بشی عزیزم نی نی رو ببوس
مامان محدثه
25 آذر 93 7:24
عزیزم درکت میکنم روزای سختی رو داری میگذرونی اما خیلی شیرین لذت ببر که حسرتش میخوری بعد به منم سر بزنم من لینکت کردم دوست داشتی منم بثبت
فریبا
25 آذر 93 11:26
عزیزم انشالاه که با شرایط جدید کنار میایی تو بهترین مادری من مطمئنم از اینکه بهتری خوشحالم بهاره رو ببوس
مامان شهناز
4 دی 93 3:12
سلام مامانی. حرفاتو که میخوندم به یاد شش ماه پیش خودم افتادم. شب ییداری ها تحمل درد موقع شیر خوردن. ضعیف بودن. و با تمام این سختی ها لذت داشتن یه فرشته کوچولو. اما تجربه من. سردرد و تاری دید برای داروی بیهوشی یا بی حسیه. با مرور خوب میشی. و درد و زخم سینه .مامانی هیچ دارویی بهتر از شیر خودت نیست. وقتی به بهاره جون شیر دادی یکم شیر بزار روش بمون یا بدوش و بزار روش باشه یکی دو روزه خوب خوب میشه. شب بیداریاشم مقطعیه بعد چند وقت خودش خوب میشه. ببوسش بهاره کوچولو و ناز رو ممنونم گلم از راهنماییت