بهاره جون مابهاره جون ما، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه و 20 روز سن داره
زندگی عاشقانه مازندگی عاشقانه ما، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 12 روز سن داره

مامان و بابای منتظر نی نی

میلاد مبارک

سلام عشق مامانی خوبی گلم عزیز دلم امشب شب عیده امشب میلاد حضرت محمده عشق مامانی   امشب بهترین شب دنیاست عزیزم  واسه همه دعا کن منم دعا میکنم واسه همه هر کی که ارزو داره   حالا هر ارزویی خدایا به حق حضرت محمد همه ارزوهارو براورده کن امین ...
28 دی 1392

دلیل غیبت مامانی

سلام زندگی مامانی خوبی عسلم دلم اونقدر برات تنگ شده بود گلم اخه چند روز بود نمیتونستم بیام بهت سر بزنم یه کوچولو میومدم و میرفتم اخه مامانی جمعه مهمونی داشتیم اونم مهمونی پاگشایی عمه جونیت بود اونقدر سرم شلوغ بود و کار داشتم که نگو کلی مامانی هنرنمایی کرد هر چی که هنر بلد بودم رو کردم تا یه مهمونی ابرومند بشه که خدارو شکر اینطوریم شدو به خوبی برگزار شد ایشاله ایندفعه مهمونی به خاطر شما باشه گلم تا ببینی مامانی واست چه کارا که نمیکنه دیگه جونم برات بگه که همچنان مامانی منتظره تا روز موعود فرابرسه گلم تا بتونی بیای پیشم عزیز دل مامان مواظب خودت باش و بازم یادت نره واسه من و بابایی دعا کنی گلم چندتا از عکسای هنرنمایی مامانی تو مهمون...
23 دی 1392

انتظارو مصلحت خدا

و چقــــــدر دیر می فهمیم که زندگــــــی همین روزهاییست که منتظــــر گذشتنش هســتیم.   نبودنت را با ساعت شن ی اندازه گرفته ام ، یک صحرا گذشته است     وقتی کاری انجام نمی شه، حتما خیری توش هست وقتی مشکل پیش بیاد ، حتما حکمتی داره وقتی کسی را از دست می دی ، حتما لیاقتت را نداشته وقتی تو زندگیت ،  زمین بخوری حتماً چیزی است که باید یاد بگیری وقتی بیمار می شی ، حتماً جلوی یک اتفاق بدتر گرفته شده وقتی دیگران بهت بدی می کنند ، حتماً وقتشه که تو خوب بودن خودتو   نشون بدی وقتی اتفاق بد یا مصیبتی برات پیش می  یاد ، حتماً داری ...
17 دی 1392

یه قدم دیگه نزدیکتر به نی نی

سلام عزیزکم خوبی عسل مامانی مامانی امروز دقیقا دو ماه از انتظاری که واسه اومدنت دارم میکشم گذشته و امروزم اول ربیع الاول هستش و من این روزو که با انتظار کشیدن تقارن پیدا کرده رو به فال نیک میگیرم عزیزم و این یعنی اینکه ماه دیگه میتونم جدی جدی دعوت نامه اودنتو برات ارسال کنم تا ببینم زودی میایی یا میخوای ناز کنی گل مامان . عزیزکم رفته بودم دکتر خانوم دکتر بهم گفت اصلا امیدوار نباش که زودی نی نی بیاد پیشت 7سال مانع اومدنش شدی پس باید صبر کنی مامانی از این حرفش خیلی ناراحت شدم خانوم دکتر خوبیه ولی مگه خداه که به این قاطعیت حرف میزنه  نمیدونه که من خدایی دارم که رحمان و رحیم و کریم و غفوره و ستارو.... است امیدم به خودشه فقط خود ...
13 دی 1392

پدرو دختری

دخـــــتر که باشی میدونی اولین عشق زندگیت  پــــــــــدرته.. .دخـــــتر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم  پــــــــــدرته.... دخـــــتر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو  دستات بگیری و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم  پــــــــــدرته... .دخـــــتر که باشی میدونی همه دنیا  پــــــــــدرته... دخـــــتر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی ، چه کنارت  باشه یا نباشه قویترین فرشته نگهبان زندگیت پــــــــــدرته..... خدایا تمام پدرارو واسه دختراشون نگه دار و تمام اونایی که دلشون میخواد پدر بشنو به ارزوشون برسون   من یک دخترم خالقم به نامم سوره نازل کرد ...
8 دی 1392

بی تاب توام

سلام زندگی مامانی خوبی گلم اول یه خبر بهت بدم بالاخره امروز با راهنمایی دوست نازنینم فریبا جونی تونستم روز شمار زندگیمونو برات بزارم گلم ایشاله چند وقت دیگه روز شمار اومدن تو دل مامانی رو برات بزارم بعدشم که روز شمار بزرگ شدنو قد کشیدنو زندگی کردنتو بزارم عمر مامانی .   دیگه برات چی بنویسم از حال خودم برات نمیگم که اگه سر دردو دلم باز بشه فکر کنم یه ده صفحه ای بشه همین قدر برات بگم که یه دفعه ای نمیدونم چرا دلم میگره و نمیخوام هیچ کاری بکنم از بس که بهت فکر میکنم دیگه زندگی کردن بی تو برام داره سخت میشه نمیدونم چه جوری این ٧ سال تحمل کردم بعضی وقتا میگم کاش برگردم به عقب و اینقدر و خودمو اذیت نکنم کاش مثل این ٧ سال به خودم...
7 دی 1392

سلام خدا

سلام خدا......     اگر اجازه میدهی برایت درد دل کنم   شنیده ام که گریه بر تمام دردها دواست   دل مرا بخوان به سوی خود که تا سبک شوم   پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست....   ...
4 دی 1392