درد دل با نی نی
سلام مامانی بازم حالم بده بازم ناراحتم بازم تنهام بازم دلم گرفته تمام اینا ادامه داره تا اومدنت تا
بیایی مامانی رو راحت کنی اونقدر رفتم دکتر رو ازمایش که دیگه حالم از هر دکتر و ازمایشی بهم
میخوره دوباره فردا باید برم ازمایش بدم تا دیگه ایندفعه دکتر تصمیم قطعیشو واسه تیروئید مامان
بگیره دیگه بابایی هم اونقدر مرخصی گرفته رفتیم دکتر رو ازمایش که فکر کنم از کار بی کار بشه
ولی شما دعا میکنی ایشاله اینجوری نمیشه مامانی دیگه خسته شدم فقطم میتونم بیام اینجا باهات
دردل کنم چون کسی نمیدونه بابایی بیچارم اونقدر گرفتاره و مشغله کاریش بالاست که نمیخوام بیشتر
از این ناراحتش کنم واسه همینم پیشش بروز نمیدم تو تنها همدم مامانی هستی دعا کن دیگه مشکلی
پیش نیاد دعا کن همه چی درست بشه دعا کن زودی بیای پیش مامانی

هر چی میخوام اشک نریزم 


چشمامو بارون میگیره
من از تو بارون نمیخوام
چشماتو گریون نمیخوام
فقط یه بار با یک نگاه بگو کنارم میمونی بگو به یادم میمونی
هر چی میگم دیونتم هر چی میگم دوست دارم گوش نمیدی باز تو
بحرفام تنها تو رویام باهاتم




درد دل با نی نی 