نی نی ما دخمله
سلام دخترکم عزیزکم فرشته مامانی خوبی عسلم بالاخره روز موعود فرا رسیدو صبح ساعت 8 با بابایی رفتیم سونو تازه نزدیکای نه ویزیت شدم رفتم طبقه بالا تا نوبت سونوم بشه که دیگه به بابایی گفتم برو سر کار من خودم تنها میمونم و بابایی رفت سرکار منم اونقدر نشستم تا نزدیکای ساعت 10:30نوبتم شد دل تو دلم نبود به خانوم دکتر گفتم جنسیتش مشخص میشه گفت اره فقط اصلا اولش حرف نزن چون سونو سلامت خیلی مهمی داری باید دقیق همه جای نی نی رو اندازه بگیرم کارم که تموم شد خودم همه چی رو بهت میگم فکر کنم ده دیقه ساکت بودم تا بالاخره گفت نظرخودت چیه واسه جنس نی نی گفتم هیچ نظری ندارم اول بگو سالمه گفت اره خداروشکر همه چیزش سالمه و یه دختر نازنینه ولی مامانی اونقدر شیطونی میکردی نتونستم واضح صورتتو ببینم گفت خیلی وروجکه اصلا یه جا وای نمیسه ولی پاهاتو کامل نشونم داد دوباره تاکید کردم که مطمئنه اخه میخوام برم سیسمونی بخرم که گفت صددر صد مطمئنم برو بخر اومدم بیرون به بابایی زنگ زدم گفت چی شد سالمه گفتم اره یه گل دختره که بابایی هم کلی خوشحال شد گفتم الان تو خیابونم میام خونه بهت زنگ میزنم ولی مامانی اصلا نمیدونم چه جوری تا خونه اومدم همش تو. فکر بودم اصلا انگار هنگ کردم باورت میشه نمیدونم چقدر کرایه ماشین دادم فکر کنم زیادی دادمو یادم رفت بقیشو بگیرم اینده شما تا ته تهش اومد تو ذهنمو رفت قبلا شنیده بودم وقتی میفهمی جنس نی نیت چیه کلی میری تو فکر اما فکرشم نمیکردم خودمم اینجوری بشم احساس میکنم بهت نزدیکتر شدم خودم اما هنوز گیجم دو ساعت بود اومده بودم خونه همش داشتم فکر میکردم یادم رفته بود به بابایی زنگ بزنم و به بقیه که منتظر بودن بدونن شما پسری یا دختر داشتم فکر میکردم نکنه اشتباه کردم نکنه یه روزی برسه بگی چرا منو به دنیا اوردی نکنه کسی دلتو بشکنه اخه دخترا حساسن نکنه ناراحت بشی نکنه غم رو دلت بشینه نکنه من مامان خوبی برات نشم نکنه مونسو غم خوارت نشم نکنه دردودلتا باهام نکنی نکنه ازم ناراحت بشی داشتم فکر میکردم ایندت چه جوری میشه اصلا من میتونم بزرگت کنم میتونم برات مادری کنم میتونم چیزی برات کم نزارم یعنی شما تا کجا این زندگی پیش میری در اینده یعنی چه جوری میشی میشی همونی که من میخوام وای مامانی یعنی با کی ازدواج میکنی نکنه خدای نکرده اذیتت کنه نکنه عشقش بهت دروغ باشه نکنه ناراحت بشی نکنه دلتو بشکنه دارم تا تهش میرم تا کجا خودمم نمیدونم ولی دارم فکر میکنم به همه چی مهمتر از همه اینکه یعنی منو دوست خواهی داشت منی که زندگیمو به پات ریختم نکنه بیایو بگی تو مامان خوبی برام نیستی وای خدا نکنه که اونوقت مامانی دیوونه میشه کلا مامانی امروز درگیره با خودش با فکرایی که هر لحظه میانو میرن چه خوب چه بد اما هر چی هم که باشه من عاشقتم حتی اگه دوسم نداشته باشی من عاشقو دیوونتم مگه میشه چیزی که نه ماه تو وجودمه و هر لحظش واسه یه خاطره خوشه برام بد باشه تو تیکه گمشده قلب مامان فاطمه و بابا علی هستی که از امروز رسما به قلب منو بابایی اضافه شدی پس بمان بریم تا ابد تا بعدتر از ابد که عاشقانه و جاودانه دوستت داریم یگانه دختر نازنینم که البته از صبح بابایی همش بهاره دختر خوشگلم صدات میکنه تا بببینیم چی میشه و زور کی به کی میرسه .....................
..



نی نی ما دخمله 







