با تو بابا نیز بابا شد
سلام زندگی مامانی خوبی عزیزم اول از همه باید به بابا جونی روز مردو تبریک بگیم و ازشم معذرت خواهی کنیم چون خیلی گرفتار بودم نتونستم بیام تو روز مرد بهش تبریک بگم همشم به خاطر شما وروجک بود که خود بابایی هم میدونه و توقعی نداره ولی همسر نازنینم شرمنده که با تاخیر البته تو وب بهت تبریک گفتم ایشاله سالیان سال سایت بالای سر منو وروجکمون باشه میدونم امسال خیلی روز پدر برات قشنگتر بود چون طعم پدر بودنو داری میچشی مطمئنم بهترین پدر دنیا میشی چون بهترین همسر دنیا هستی دوست دارم و بازم میگم روزت مبارک همسر نازنینم تا هستی و هستم دارمت دوست نازنین همسر دنیا ...........................و البته پدر نازنینم روزت مبارک

حالا علت تاخیر مامانی یادته گفتم میخوام برم اولین سری ازمایش غربالگری که خداروشکر رفتم البته ساعت 8 صبح رفتم سونوگرافی اونقدر شلوغ بود که تازه ساعت 12 نوبتم شد اونقدرم استرس داشتم ولی خداروشکر حال شما خوب بود مامانی دست و پا های کوچولوتو دیدم خانوم دکتر میگفت خیلی بچه زرنگیه دستات کاملا باز بود میگفت اولین بچه ای هستی که تو این هفته دستات کاملا بازه میگفت داره با مامانش بای بای میکنه فدای تو بشم مامانی نمیدونی چه حس نابی بود وقتی دیدمت بعدشم دوباره صدای قلبتو شنیدم و دوباره کلی خداروشکر کردم به خاطر داشتنت ولی بعدش خانوم دکتر گفت یکم جفتت پایینه خیلی مراقب باش کار سنگین نکن و فقط استراحت کن تا چهار ماهگی که ایشاله خوب بشه خیلی ناراحت شدم از اون روز اصلا حالم خوب نیست یه ترسی تو وجودم افتاده همش میترسم اتفاق بدی برات بیفته مامانی مواظب خودت باش دوباره فرداش رفتم ازمایشگاه ازمایش خون دادم مامانی اومدم خونه اونقدر حالم بد شد که نگو از همون روز همش سرگیجه وقتی از جام پا میشم چشام سیاهی میره دوباره چیزی نمیتونم بخورم از همه چی بدم میاد نمیدونم به خاطر غصه است که میخورم یا طبیعیه خدارو شکر امروز یکم بهترم ولی بازم سرم درد میکنه به خاطر همینم نمیتونم تند تند بیام بهت سر بزنم عزیز دلم مراقب خودت باش تا سالمو سلامت بیایی پیش مامانی ....................
خدا جونم خودت مواظب نی نیم باش خودت کمک کن این جفت بره بالاتر و مشکلی پیش نیاد خدایا خودت بهم دادی خودتم ازش مراقبت کن خداجونم ..................



با تو بابا نیز بابا شد 





