نگرانی
سلام عزیز دلم خوبی قشنگم ببخشید که دیر به دیر بهت سر میزنم گلم اخه خیلی استرس دارم عزیزم
نمیدونم چرا یکمی نگرانم یکمی دلم میگیره بی حوصلم کلا حال خوشی ندارم سعی میکنم به چیزای خوب
فکر کنم تا افکار منفی ازم دور بشن گلم واسه مامانی دعا کن اونم خیلی زیاد میدونی چرا اینجوری شدم
چون دارم همش بهت فکر میکنم عزیزم کم کم داریم به روز موعود نزدیک مشیم و من میتونم به داشتنت
امیدوار بشم خیلی خوشحالم ولی در کنارش نگرانم هستم بابت همه چی اینکه نکنه دیر بیایی و مامانی رو
غصه دار کنی اینکه نکنه خدای نکرده زبونم لال یه مشکل جدید دیگه ای پیدا بشه اینکه نکنه از پسش بر نیام
نکنه نتونم مامان خوبی برات بشم نکنه نتونم خواسته هاتو براورده کنم نکنه نتونم بزرگت کنم وای تمام این
فکرا شب و روز تو مغزم میادو میره داره دیوونم میکنه مامانی تنهام نزار واسم دعا کن .
خدا جونم تنهام نزار و بهم ارامش عطا کن خدایا کمکم کن خدایا چه سخته این تصمیم بزرگ تو زندگی
خدایا چه سخته تا مادر بشی خدایا تو این راه به کمکت احتیاج دارم خداجونم بهت نیاز دارم تنهام نزار منم
ان نیازمندی که به تو نیاز دارم . من به نازنینی چون تو نیاز دارم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااجونی.




نگرانی
